تبلیغات
♥بچــه های آسمـــــان♥

♥بچــه های آسمـــــان♥

وب منتقل شد:skykids2.blogfa.ccom

انتقال وب

سلام

وبمو انتقال دادم بلاگفا،دیگه اینجاآپ نمیشه...ادرسشم اینه...

خیلی ممنونم..اگه میشه لینکاتونو درست کنین،اونجالینکتون کردم

 www.skykids2.blogfa.com



[ جمعه 22 اردیبهشت 1391 ] [ 08:32 ب.ظ ] [ نیوشا ] [ () ]


دیدار بارئیس جمهور

سلااااااااااااامممممم.....

وااااااااااای امروز خیلی خوووووووب بوووووووودامروز بابرو بچ  رفتیم دیدار رئیس جمهــــــــــور

خیــــــــــــــــــــــــلی خیلی فوق العاده بود؛من و ترانه و غزل و سپیده و مهرانه و(همه دوستای خانوادگین غیرازغزل و ترانه ک هم دوست خانوادگین هم تو ی مدرسه ایم) ...ساعت دونیم حاضر شدیم بریم جایی که ایشون میخواستن بیان.....

رفتیم خلاصه یه 2ساعتی علاف بودیم ؛ساعتای سه ونیم اینا یه بارون فوق شدیــــــــــــــــــــد اومد... محوطه کلا توآب بود؛من کفشام خیس شدو شلوارم تازانو همه خیس شد؛همون موقع ماروبردن ...

رفتیم اونجا ی 1ساعتی معطل بودیم،یه پرجم خیلی بزرگ ایران هم برده بودماونو بستم روشونم(مث اون آرش کشاورزی ک پرچمو موقع قهرمانی بسته بود)

بعد درطی اون زمانی که ما اونجابودیم،همچین بیکارم نبودیم!برامون آهنگ گذاشتن...اونم آهنگ ازکیاون آهنگ جنوبی که رضاصادقی شب سال تحویل خوند،اونو گذاشتن...اصن ما کپ کرده بویم

آهنگ ایران مجید اخشابی رو گذاشتن؛محله بنده نوازو گذاشتن...هرچی فککردیم نفهمیدیم چ ربطی ب وطن داره!!ماهم حسابی ترکوندیــــــــــــــــــــمواقعا جاتون خالـــــــــــی بود

ساعتای شیشو نیم اینابود دیدم 5تاهلی کوپتر دارع ازدورمیاددیدم آقای احمدی نژاده...شرو کردیم به جیغ زدن..یه دختره ای پشت من واستاده بود اصن کلا اند قاطی بودا....دادمیزد میگفت:محمـــــــودههه؛به قران محمودهههه،محمووووووووووووووووود جونمنم ک تاحالاازنزدیک رئیس جمهورندیده بودم(ندید بدیدم خودتی)بسکه باترانه جیغ زدیم مردیـــــم...دقیقا هلی کوپترشون ازبالای سرمارد شد...دست تکون دادیم برامون دست تکون دادواااااااااااااااای خدا خیـــــــلی خوب بودتاحالا اونقد بهمون خوش نگدشته بود!!!میخواستم گوشی مامانم رو ببرم ک گفتن اونجاشمارو تفتیش میکنن(درسته؟!)بعدشم رفتیم دیدم ماشالله همه ازیه دم گوشیاشون دستشونه...

اصن حالت من تواون لحظه یه چیزایی بین جیغ شدیدو خنده بودبه خخداضعف کرده بودم اکه منونمیگرفتن غش میکردم؛چون خیلی جیغ کشیدمبعدشم ایشون اومدن بالای سن و واسه هممون دست تکون دادنو...

اومدن گفتن سلام بردخترای خانومای گل و عزیز...وااااااااااااای کل جمعیت دخترای تو محوطه کلا رفتن روهوا!!!

منم تنهاکاری ک میکردم این بود ک جیغ میزمهمه محوطه ساکن بودن کسی اصن تکون نمیخورد،یه هو من دستمو بردم بالا باپرچمم..دیدم آقای احمدی نژاد روشونو برگرددوندن و واسه من دست تکون دادنمنم جیغ میزدم...همه ب من نگامیکردن

واااااااااااای بعدازاینکه ایشون میخاستن برن رفتن سوارهلی کوپترشدن...دُکــــــــــــــی به من گفت بیاباهلی کوپتربرسونیمتون ولی من کفتم نه دیگه...ریامیشه،اونوقت همه میفهمن من کیممنم ک کلاباریا مخالفم

کاش میشد فیلم میگرفتم واستون میذاشتم،اماخیلی حیف شد...ولی اگه عکس گیرآوردم حتما میذارم...

آآآآآآآآهااااااااا!!!!!دکترواسه جمعیت بوس میفرستادن...!!!خیلی باحال بود!!همه دخترا جیغ میکشیدن!!

وقتی هم ک ایشون رفتن ماداشتیم میرفتیم ازمحوطه بیرون آهنگ مرزو باتغییرمیخوندیم...میگفتیم:

مرز ماو دکتر،روز که پیداشه،این مرزمیتونه،مرجهان باشهههه...هروز احسام پیش دکی رو میشه...تااسم دُکـــیومیگم دنیاشرومیشه....

یاقبل ازاینکه ایشون بیان چون خیلی معطل شده بودیم میگفتیم:ماوانتظارو کابوس تنهایی...ماوفکراینکه هرلحظه ایجایی؛دارم اینه هارو گم میکنم کم کم ؛توروهرطرف رومیکنم میبینم

هدف من غیرازاینکه میخواستم ایشونو ازنزدیک ببینم این بود که برم ببینم کسی ک توی تلویزیون دیدم باکسی که ازنزدیک دیدم فرق داره یانههرچند من قبلا کسایی رو ک توی تلویزیون دیده بودمو دیده بودم ازنزدیک،مث والیبالیستا توی جام ملتها،ولی ایشون چون خیـــــــــــــــــــــــلی دیگه فردمهمی بودن میخواستم مطمئن بشم

بیزحمت نظذاتونو بذارین پست پایین

بچه های بلاگفایی؛مث علمیران و فاطمه جونا...وباتون بازنمیشه..دارم روانـــــــی میشم



[ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ] [ 08:05 ب.ظ ] [ نیوشا ] [ نظرات درپست پایین() ]


:)

سلااااام....

+امروز خیلی روز خوبی بود...امتحان ریاضی داشتم..شدم نوزده و هفتاد و پنج....

+آهنگ «قول بده»حسین تهی یه دوهفته ای هست افتاده به زبونم...هرجامیشینم میگم:قول بدههههه...کسی اومدم جلو گل بدههههه...همینو دیشب جلو مامانم میخوندم؛سرش تو آشپزی بود هیچی نفهمید!آخرش گفتم الو؟گفت خدا شفات بده.

+واویلان...این حمیدعسکریم اهنگاشوگوش میدی جیگرت مثه جیگرزلیخا تیکه تیکه میشه...امروز آهنگ «واسه اینه که»شو گوش دادم بغض گلومو گرفت....

+بابام رفته واسه خودش آی پد (iPad)خریده...ومن همچنان در حالت بی گوشیی به سرمیبرم.

+موهامو پریشب رفتم فردادم؛نقده خوشگل شده.خیلی دوسشون دارم.

+جمعه رفته بودیم بیرون ازشهر،نهارو اینارو برده بودیم بااقوام که بیرون صرف کنیم.نشسته بودیم داشتیم نهارمیخوردیم موهام زده بود ازپشت شالم بیرون.موهای منم بلند!!یه هو داییم گفت نیوشا...اون یالاتو جمع کن.

+تینا جون من باداییم گیتارکارمیکنم؛اونروز بهش گفتم دایی یکی ازدوستام پرسیده چه سبکی میزنی.میشه بگی چ سبکیه دقیقا؟!گفت لازم نیس بدونی.همین که بدونی گیتارمیزنی بسه.وهردو خوشحال و خندان ازاتمام داستان و قضیه میریم پی کارمون.

+دیروز تو مدرسمون واسه شصتمین بار مراسم روزمعلم گرفتن..."ندیدبدیدا"...ارازل اوباش مدرسه(منو جمعی ازدوستان)رفتیم ته نشستیم...انقده جیغ زدیم گلومون پاره شد(اون هنجره نبود؟!)یه هوو همون معلممون که حالش بد بود ازدر وارد شد..وهمه مبهوت خیره بهش شده بودن.یکی ازبچه های دوم گفت ئه...خانم ×××.منم حواسم نبود بلند گفتم زهرمار...!!!

+دیروز داشتم تو سالن مدرسه راه میرفتم،معاونمون گفت نیوشا...منم خودمو زدم به کوچه علی چپ و رفتم توحیاط.تقریبا2-3ثانیه بعدش بلندازبلندگو دادزد:مگه باشمانیستم نیوشا×××_فامیلم_..بنده هم خیلی آروم برگشتم پشتمو نگاه کردم.باصورت خشمگین معلممون مواجه شدم...

+فرداامتحان عربی دارم؛واسم دعاکنین.

+قالبمو عوض کردم..اون کی خیلی شلوغ بود..البته شاید بعضیا اونو ندیده باشن چون یه مدت کمی رووب بود..الان این خوبه؟...

_مرسی ازفائزه جونم بابت اون اطلاعاتی که بهم داد..خیلی کمکم کرد_

+دیشب انقدبارون اومد که نگو...کلاامسال بارندگی انیحازیادبود..خیلیم زیادبود.خداروشکـــــــر

بچه ها آهنگ وب خوبه؟!سفارش دادم...خیلی این آهنگو دوست دارم...

پ.ن1: تاحالا دقت کردین وقتی که عجله دارین و میخوای سریع به مقصد برسین همه ی تاکسی ها غیب میشن یا مسافر دارن ولی وقتی میخوای از خیابون رد شین هرچی تاکسی تو اون خیابون هست میاد جلو بوق میزنه؟آخ که حرص آدم درمیاد.

پ.ن2: این سوأل رو فقط ذهنی حل کنید. از قلم و کاغذ و ماشین حساب استفاده نکنید.

عدد 1000 رو فرض کنید. 40 رو به اون اضافه کنید. حاصل رو با یک 1000 دیگه جمع کنید. عدد 30 رو به جواب اضافه کنید. با یک هزار دیگه جمع کنید. حالا 20 تا دیگه به حاصل جمع، اضافه کنید. 1000 تای دیگه جمع کنید و نهایتاً 10 تا دیگه به حاصل اضافه کنید. حاصل جمع بالا چنده؟

پ.ن3:

تا کی همه را ببینم و تو را نبینم

جز تو

هر که را دیدم

مرا ندید .......

*******************

می دونم که هستی

اما همیشه از جمکران که برمی گردم

دلم می خواد روی در بنویسم

آمدیم

نبودید

رفتیم

********************

(( اللهم عجّل لولیک الفرج ))



[ دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ] [ 08:14 ب.ظ ] [ نیوشا ] [ Cm() ]


اگر....بودم!!

سلاممممممم دوستان گلم .... خوبید آیا ؟

این بازیو تویه وبی دیدم خوشم اومد؛بازی کردم.

هرکه حال دارد بازی کند(هرکی خواست قسمت نظرات اوناییرو که دوس داره بنویسه)، بسم الله :

اگر ماهی از سال بودم : البته که اسفند ... بوی عید را میدهد.

اگر یک روز هفته بودم : پنجشنبه ها ... دلنشین است، حال و هوای امام زمان را دارد...!

اگر یک عدد بودم : هفت ... مقدس ! و همچنین به افتخار تمام دهه ی هفتادی ها

اگر جهت بودم : شمال .... شمال ایران در ذهنم تداعی میشود و دریا و...

اگر همراه بودم : کوله پشتی یا فندک

اگر نوشیدنی بودم : شربت ...آن هم از آن شربت هایی که آدم بعد از خوردنش دور لبش را محکم و بااشتها لیس می زند !

اگر گناه بودم : ............

اگر درخت بودم : بید مجنون ... کله اش را خیلی قشنگ پایین انداخته، طفلک سربزیر است خیلی، دوستش دارم...!

اگر میوه بودم : هلو ... یا هندونه آن هم از آن به شرط چاقو هایش!

اگر گل بودم : رز سرخ... نشانه ی عشق

اگر آب و هوا بودم : هوای بلاتکلیف اردیبهشت. از آنهایی که یک طرف کوچه باران میبارد و آن طرف دیگر نور خورشید برگ های نو درخت حیاط همسایه را قلقلک میدهد. درست مثل این روزها.

اگر رنگ بودم : همه رنگ .... سفید مشکی قرمز آبی نارنجی زرد سبز بنفش .... همه رنگ

اگر پرنده بودم : جغد ... با چشمهای اسرار آمیزش معصومانه به آدم زل می زند

اگر صدا بودم : صدای اذان ...

اگر فعل بودم : دیدن!!! حس تازگی به آدم دست میدهد...!

اگر زمان بودم : شب ... آرامشش را هیچ کجای شبانه روز ندارد

اگر یک فیلم بودم : تایتانیک (عقده ای هم خودتی) ... یا جدایی نادر از سیمین ( باعث افتخار تمام ایرانی ها )

اگر یک خیابان بودم : سر و ته اش مهم نیست . خاکی باشم!!! آسفالت زیادی خشک است.

اگر یک پزشک بودم : دندانپزشک از بقیه ی انواع آن بهتر است!(حالم ازخون به هم میخوره)

اگر پنجره بودم : پنجره ای رو به یک باغ سرسبز ... که همیشه نم نم باران بهاری مهمانش باشد

اگر تاریخ بودم : سعی میکردم جزء سابجکت های درسی نشوم!!!

اگر ساز بودم : گیتار یاپیانو .... آرام!

اگر کتاب بودم : کوری .... شاید هم هری پاتر ... یا .... اصلاً این بند را بیخیالش شوید، راستش را بخواهید دلم نمی آید به یکی محدود شوم!

اگر شعر بودم : شعر نو .... سروده ی سهراب سپهری ..."صدای پای آب" ناجور به دل می نشیند!

اگر طبیعت بودم : باغ!!! هر چه که باشد عیبی ندارد فقط سبز باشد!

اگر حس بودم : حس مات به جایی نگاه کردن. حس خمیازه کشیدن.

14اردیبهشت نوشت:روز سمپاد به همه سمپادی ها من جمله خودم مباااااارک...انشالله موفق باشن درطول زندگی و طول دوران تحصیلشون....

ــــــــــــــــ >قالبمو دوس دارین؟خوشگله یانه؟!4ساعت پای کامپیوترمعطلش بودم!!

ادامـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه برین لطفا


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 ] [ 09:38 ب.ظ ] [ نیوشا ] [ comments() ]


روزت مبارک...

 

 

آنکه نقاش است و نقشی ساخته

با قلـــــــم طرح نویی انداخته

در مسیر واژه های دوستــــــــی

سطر سطــری زآشنایی داشته

آنکه چون اسطوره های پارســی

عین ولامی را به میم افراشته

هم ردیف انبیاء و عارفـــــــــــان

پوششی بر جـــــهل جاهل بافته

آنکه آهنگ و کلامی دل ربــا

از یرای درس خـــــــــود آراسته

چشمه های معرفت جوشــــد ز او

دانشی از حد فزون انبـــــــاشته

لحظه هایش پر شده از خـاطرات

خاطراتی که زدل جان باخـــته

هرچه از عطرش ببویم کم بود

او گلستان ها ز گل ها کاشته

آنکه معمار است و الگوی همه

لاله ای بر قلب خود بگذاشته

با سلاح علم در راه مـــــــــــــراد

چون جلوداران به کفران تاخته

آن معلّم آن مرّبی آن که او

از فنونش عالمی پرداختــــــــه

او عزیز است و مقامش پاس دار

چونکه یزدان نام او بنگاشته

عارف آن باشد که چون قطعه زمین

هرکسی او را لگد انداخته

یعنی از زهد و کلام و علم او

ذره ای از دانشش برداشته

"مامان و بابای عزیزم؛روزتون مباااااااااارک"



[ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 ] [ 09:35 ق.ظ ] [ نیوشا ] [ () ]


هفته ای که گذشت...

سلاااااااااااااااااااام....58462_gholi_huge.gif

خسته نباشین...همه خوبن؟خاله،عمه،دایی،عمو غیره و ذلک...59292_(5).gifهمه سلامتین؟

(1---->خیلی یعدانوشت...:آهنــــگ وبم رو حال میکنین؟)84762_(24).gif

60ساعت نشستم نوشتم ولی به لطف این میهن بلاگ عزیز(قربونش برم الهی84762_(24).gif)همش پریــــــــــد.....

به به...امروز خیلی خنده رویــــم...معلممونو عمل کردن آخه...74662_avizon_az_setare.gifحالشم خیلی بهتره الانم بستریه...زنگ زدم باهاش حرف زدم ی عالمممممممممه....6322_bi_dandon.gif

خیـــــــلی این هفته درعین کوتاهی باحال بود....74172_gholi_daman.gifخاک برسراعتماد به نفسمم؛هنوز2روز دیگه مونده باید پاشیم بریم مدرسهههه..آخه چی میشد4شتبه رو بین التعطیلین کنن؟56562_ghati1.gif

دیروز رفتم داشنگاه کنفرانس دادم....59292_(5).gifبله دیگه..چیکاکنیم؟59292_(5).gifاونم کنفرانس چی؟نانو تکنولوژی...که زبونم بند شد گفتم نانوتکنونوژی59292_(5).gifاستادی که سرکلاسمون بود خیییییلی شبیه بابک جهانبخش74172_gholi_daman.gif بود،واینکه کلاس ما خیلی بچه ها درامرخوانندگان شناسی مهارت دارن(به به...63342_(3).gif)؛حالا چرا من؟رفتم اون بالاتیریپ دکتری گرفتم خیلی متشخص و باکلاس،بعدکتفرانس تا شروع شد برغارو خاموشیدن تا با پروژکتوردرسس بدم؛تاشوع کردم گفتم"بسم االله الرحمن الرحیم..این مبحث درباره نانوتکنونوژیه...81872_ghayem.gifاااااااااااااااااااخ خدا ...جلوچه آدمی هم ضایه شدم...81872_ghayem.gifبعدازاینکه کلاسمون تموشد گفتش:من کام شبیه بابک جهانبخشه؟!81872_ghayem.gifهممون هنگ کرده بویم81872_ghayem.gifخلاصه تموم شدو رفت....

امروز بادوستم رومینا لوازم خوانددگیمونو بردیم مدرسه همون ترانه گریه کردمو واسه معلممون خوندیم فیلم گرفتیم ک وقتی اومد براش بذاریم...من گیتارمو بردم(به چه زوروزحمتی...بسکه خواهش التماس کردم زبونم مو درآورد..باباعاون جون نمیخوام باخودمDJبیارم که نمیذاری81872_ghayem.gifولله...)رومیناهم سنتوروشوآورده بود...وقتی میزدیم بچه های کلاسمون باهم اون شعرپایینو میخوندن...معلممامونم ک فقط میگی 60کیلوپیازریخته بوید جلوشون..انقــــــتده گریه کرددننننن6322_bi_dandon.gif

پس به نوعی میشه گفت من امروز کنسرت داشتم

یک آهنگس مهدی یراحی میخونه آهنگش عربیه؛کیاشنیدن؟انقده دنبالش بودم که نگوووووو...دیروز تو سی دی های 60سال پیش ماشینمون پیداش کردم..مال اون موقعی بود که من کلاس 4بودم59292_(5).gifخیلی بامزه میخونه..."بی احساس چی میخوای؟ازدستت شدم آسی...

دیروز ازمدرسه اومدم بیرون داداشم اومددنبالم،ارماشین پیاده شد من دستشو گرفتم 59292_(5).gifدخترای پایه های پایین ترمیگفتن:ءءءءءءءء....نگا نیوشا رو..معلوم نیس پسره کی هست..داداشمم خندش گرفته بود بیابشین تاآبروی منو نبردی59292_(5).gif

امروز2باره ترقه بردم مدرسه59292_(5).gifخیلی بچه شریم نه؟59292_(5).gifامروزالمپیادم داشتم درضمن..بله..73542_eynak.gifدیروزم ریاضی دادم...توهرجفتش1شدم مرحله قبل73542_eynak.gifفرداهم عربی امتحان دارم...73542_eynak.gifمااااااااااااااماااااااااااااان...........

معلم علوم فوق العاده هامون یه اقاییه...دلم میخوادخفش کنم6322_bi_dandon.gifآخه سرکلاس اصن درس نمیده...6322_bi_dandon.gifاااااااااااه6322_bi_dandon.gif

دیشب رفتم النگو خریدم....130000074662_avizon_az_setare.gifداداشم بااعتمادبه بفش فوق بالا گفت پاشوبریم برات گوشیم بخرم..منم بـــــــــــــــــاااااااااااااااااال درآرودم...رفتم ی گوشی دیدم سامسونگ لمسی بود...نااااااااااااردبرای خودش برداشت56562_ghati1.gifگفتم عیب نداره به هم میرسیم...

به نظرتون ترفندبابام واسه اینکه لپ تاپو ازدست و پای من جمع کنه چیه؟این که شارژرشو بندازه توگاوصندوق کلیداروهم ببره باخودش...56562_ghati1.gifدلم میخواد خودمو خفه کنم56562_ghati1.gifمامانوبابام1هفتس رفتن شهرستان...الان مامانم نیس گیربده من انقــــــــــــــــــداتاقم تمیییییییییییییییزه که نگو58462_gholi_huge.gif

برای مامانم آهنگ منو رهاکن مهدی یراحی روگذاشتم مامانم میگه دفه بعداهنگ ازاین پسره بشنوم میگم داداشت پاک کنه...خودشو کشت بسکه گفت منو رهاکن...رهاکردمت دیگه...اااااااااههههههههه58462_gholi_huge.gifمیگم مامانم رلکس باش...صدابه این قشنگی..84762_(24).gif.بعدشم این پسره اسم داره.84762_(24).gif.مامانم میگه که چی خب؟میگم مااااااااااااااماااااااااااااااان84762_(24).gifنکن دیگه بادلم بازی،ازدستت شدم آسی....56562_ghati1.gif

اوه اوه یه شری بزرگ تومدرسه کردم....واسه زبان پاورپوینت درست کردم یردم بعدش روصفه پاورپوینت این عکس مهدی یراحی رو گذاشتم:

http://img4up.com/up2/28753718696969550155.jpg

نگاه چپ کنین کشتمتوووووون

تاعکس اومد همه بچه ها جیـــــــــــــــــــــــــــــــــغغغغغ زدن6322_bi_dandon.gifاین معلممونم گفت پاورپوینت جیغ زدن داره؟6322_bi_dandon.gif

تودلم گفتم خانم شماهم اوت آف باغی ها...6322_bi_dandon.gifبعدخانممون گفت این کیه؟!خارجیه؟!73542_eynak.gifمن داشتــــــــــم واسه خودم پروازمیکردم بعدخیلی راحت گفتم...بله73542_eynak.gif

دوستام غزل و ترانه84762_(24).gif(ای جاااااااانوووتومدرسه دخترامن...انقده دوسشون دارم،2قلوهم هستن...تازه اسمشون به شغل باباشونم میادنه؟73542_eynak.gif)گفتن خانووووووووم...این بابامونه...خانممون گفت جان؟84762_(24).gifمنم گفتم خانم دارن هزینه میکنن جدی نگیرین...58462_gholi_huge.gif

توکتاب دینیمون نوشته بود "مهدی عباسی"...خلیفه ستمگر دوران امام...6322_bi_dandon.gif

من اون عباسیشو خط زدم نوشتم "یراحی".84762_(24).gif..اووووووووووووووووه....کتابو خانممون ازم گرفتم،به نظذتون واکنش چی بود؟بهم گفت نیوشا؟گفتم بله..56562_ghati1.gif

-پاشوبیا...-چشم خانوم.56562_ghati1.gif..(کلاس غرق درسکووووووووووووووووووت ببینن من میرم حراست یانه؟56562_ghati1.gif)

-این چیه خط زدی؟...گفتم بله؟56562_ghati1.gif...-این جانوشتی یراحی؟56562_ghati1.gif(داشت گریم میگرفت..)56562_ghati1.gif...گفتم ءءءء خانوووووم...کتابمون دست اولابوده هرچرت و پرتی خواستن نوشتن...خانممون گفت دست کی بوده؟(من دراین زمان احاس کردم دنیاتموم شده..اخه زبونم بنداومده بود!!56562_ghati1.gif)گفتم خانووم اینجانیست ی مدرسه دیگس...آه...خیالم راحت شد...

امروز معاونمون سرصف گفت:خب امروز11اردیبهشت...منم گفتم مصادف با فلان روز میلادی فلان روز قهمری،اذان صبح به افق مشهد ساعت...اوقات شرعی امشب هم ساعا...میباشد..حالا ازهمکارخوبم خانم معاون عمومی درخواست میکنم خبرای ورزشی رو بگن...یه هو صفمون ترکــــــــــــــــــیییید6322_bi_dandon.gif

مخصوص آقاحمیدضا نوشت:آقاحمیدرضا؛این پستیرو گذاشته بودین تووبتون من گفتم ترسناکه؛خیلی دیگه ترسناکه...آخه پریشب خیلی ترسیدم..مامانو بابامم نبودن من تواتاقم تنها خوابیدم...بالای سرمم میزم بود و صندلیم همش احساس میکردم اون مرده که یه سری داشت بالای سرش و ریش داشت بالای سرم نشسته..خلاصه هرجوربود رفتم پیش داداشم خوابیدم بلکه یکم خوابم ببره

مخصوص ماهتیسا نوشت:ماهی چرا وبت میگه فعلا دردسترس نیست؟چیکارکنم؟

مخصوص آقامرتضی نوشت:آقامرتضی نظرات وبتون بازنمیشه..چه کنم؟نمیشه کدلوگوتونو اینجابذارین برام؟

 

                      آفتاب که میتابد.....

                                  پرنده که میخواند.....

                                             نسیم که میوزد.....

                                                         باخودم میگویم:حتما حال تو خوب است که جهان این همه زیباست....


 

 

برین ادااااااااااامههههههواسه دیدن عکسها....


عکسها

[ دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 ] [ 05:09 ب.ظ ] [ نیوشا ] [ بچه آسمونی..() ]


گریــــــــــه کردم

گریه کردم،گریه کردم...

امادردمو نگفتم،تکیه دادم به غرورم تادیگه ازپانیفتم...

گریه کردم ،گریه کردم....

چه ترانه بی اثربود،مثه مشت زدن به دیوار

اولین فصل شکستن،آخرین خدانگهدار....

من به قله میرسیدم،اگه هم ترانه بودی

صدتا سدومیشکستم اگه تو بهانه بودی...

اگه هم  ترانه بودی؛اگه تو بهانه بودی...

اگه هم ترانه بودی؛اگه توبهانه بودی...

گریه کردم،گریه کردم....

باتوفانووس ترانه.....

یه جراغ شعله وربود،لحظه ها چه عاشقانه...

قاصدک چه خوشخبربود؛کوچه ها بدون بن بست....

آسمون پرازستااااره...

شب و گلخونه ی خورشید؛واژه ها شعردوباره؛واژه ها شعردوباره...

دست تکون دادن آخر...

توی اون کوچه ی خلوت...

بغض بی وقفه ی آوااااااز...گریه های بی نهایـــــــــت...

گریه کردم؛گریه کردم...

سلام بچه ها..اولین که عذرخواهی میکنم نبودم؛درسام خیلی زیادبودم..وقت نداشتم حتی واسه یه اهنگ گوش دادن بشینم پای لپ تاپ....

بچه ها معلمم حالش خوب نیست...این پستمو تقدیم میکنم بهش...ایشون سرطان معده دارن؛قلبشون هم رگهاش تنگ شده....فرداهم عمل دارن...دکتراگفتن خیلی براش دعاکنین...

شعربالاهم مال آقای ناصرعبداللهی بود که آقای یراحی دوباره خوندنش...الانم گذاشتم رووبم..پخش میکنه؟

این شعرو خیلی دوست داری؛واسه ی همینم اینو گذاشتم تووب...خداکنه بهتربشی...

4شنبه خونمو روضه داشتیم و سفره،شب قبلش خوابتونو دیدم که میگفتین برام دعاکنین...

خیلی دوستون دارم....امیدوارم بهتربشین...

هروز صبح به صبح براتون توی مدرسه مراسم زیارت عاشورا میگیریم...همه براتون دعامیکنیم...

جاتون توی مدرسه خیلی خالیه...ازبعدازعید ندیدیمتون...خیلی ناراحتیم..

ههمون...

الان فکرمیکنم میبینم اگه بهمون میگفتین مریضی دارین خیلی بهتربود...

خداییش بچه ها خیلی اذیتتون کردن...حتی خودمن...

به خدااگرمیدونستم شما مریضین و مشکلی دارین خیلی کمکتون میکردم ...

من نمیدونستم شما سرطان دارین..من نمیدونستم...وگرنه نمیذاشتم توکاراتنها بمونین...توی خیل ازکارایی که وظیفم بود انجام بدم...

خیلی دوستون  دارم......

 

 

 



[ شنبه 9 اردیبهشت 1391 ] [ 07:52 ب.ظ ] [ نیوشا ] [ نظرات() ]


تخلیه انرژی:)

سلام خوبین؟!

+مارامروز بردن اردوانقده خوشگذشت خیــــــلی خوب بود....راننده اتوبوس دایی دوستم بودراه ک افتادیم ضبط ماشینشو روشن کرد،آهنگ پارسال بهار دسته جمعی رو گذاشت.ماصندلی جلوی اوتوبوس نشسته بودیم.

 ولی هزار ماشالله بچه ها عقب سنگ تموم گذاشتن...

میخواستیم بادوستای خودمون توی ی اتوبوس باشیم..اما گفتن 2نفرازکلاس شما زودتربیان تا برای بقیه جابگیرن..آخه جامحدوده

منو ستاره هم رفتیم...ولی بااینکه بچهه های کلاسمون توی اتوبوس مانبودن اما بازم بهمون خوش گذشت..تاحالا جلوی اتوبوس ننشسته بودم..اخه شدیدا ازاتوبوس میترسم(ازهواپیما نمیترسم،اما ازاتوبوس چرا)

موقعی ک بچه های کلاسمون رسیدن گفتن:معاون آموزشی و معاون عمومی و مدیر تواتوبوسشون بودن!!!

دوستم مریم میگفت  همش آهنگ وطنم پاره ی تنم رو میخوندیم!

باخودمون ترقه برده بودیم...خیلی باحال بود..10تارو گذاشتم کنارهم بایه سنگ زدم روشون...گوشم کرشد

معاونمون بعدازنهاراومدم کنارمون تا جویای احوال بشه،مریم ی ترقه ترکوند...نفهمیدحالایکی باید منو بگیره...آخه تواین مواقع خطرناک خندم میگیره!(آخه چرا؟!)

اونم نه خنده لبخندی...خنده انفجاری ب قول دوستان...3باردیگه ترکوندیم بعدتازه معاونمون یادش اومدم یه چیزی صدامیده

گفت:ترقه اس؟!واااااااااااااای منو اگ میدیدین!!!بسکه خندیدم الان پهلوم دردمیکنه

+الان دارم آهنگ "امشبم گذشت مهدی یراحی " رو گوش میدم...

امشبم گذشت...من ندیدمت..چش به راهتم..تارسیدنت..

امشبم گذشت...حال من بده...دل بریدنو...یادمن نده....

دنبالت میام..بایه چترخیس..ردپای تو..روی جاده نیـــــس..

ازکدوم مســــــــــــیر..ردشدی گلم؟.....بی تو هرنفــــــــس غصه میخورم...

توچه راحتی ..من ازت جدام..همه چیزمی ..چی ازت بخوام

چی شده بگو..دلخوری ازم..ازتوبگذرم..حرفشم نزدن...

دنبالت میاام....بایه چترخیـــــــــس..ردپای تو روی جاده نیـــــس...

ازکدوم مسیر..ردشدی گلم؟بی تو هرنفس غصه میخورم.توچه راحتی من ازت جدام

همه چیــــــــــــزمی...چی ازت بخوام؟!

خیلی دوسش دارم.هم خودشو هم آهنگاشواحساب کردم..204روز تا تولدش مونده...دارم روز شماری میکنم

آخـــــــــــی..همیشه موفق باشی شخصیت مورد علاقه من

+مدرسمون یه طرحی رو ریخته...صبحا ک میریم مدرسه دیگه صف نداریم..ازساعت6.نیم تا 7ونیم درس میخونیم توی سلف...

چون فضاهمه گانیه مجبورن ساکت باشن بچه ها...واسه همین خیلی خوبه..ی حالت کتاب خونه میگیره

+امـــــــــــــــرو اینجاااااااااا باااااااااااااااارون اوممممدخیـــــــــــــــلی عالی بود...آخرش به تگرگ ختم شد

دیدی که سخت نیست،تنها بدون من...وصبح میشود شبها بدون من....

این نبض زندگی بی وقفه میزند،فرقی نمیکند بامن بدون من...

دیروز اگرچه سخت،امروزهم گذشت؛طوری نمیشود،فردابدون من....

"مرســـــــــــی تینای گلم"



[ شنبه 2 اردیبهشت 1391 ] [ 06:25 ب.ظ ] [ نیوشا ] [ نظرات() ]


نامه ای به خدا

 

یك روز كارمند پستی كه به نامه هایی كه آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می كرد متوجه نامه‌ای شد كه روی پاكت آن با خطی لرزان نوشته شده بود

" نامه ای به خدا "

با خودش فكر كرد بهتر است نامه را باز كرده و بخواند ، در نامه این طورنوشته شده بود :

خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم كه زندگی‌ام با حقوق نا چیز باز نشستگی می گذرد. دیروز یك نفر كیف مرا كه 100 دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود كه تا پایان ماه باید خرج می كردم. یكشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر ازدوستانم را برای شام دعوت كرده ام. اما بدون آن پول چیزی نمی توانم بخرم
هیچ كس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم. تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من كمك كن



كارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همكارانش نشان داد. نتیجه این شد كه همه آنها جیب خود را جستجو كردند و هر كدام چند دلاری روی میز گذاشتند

در پایان 96 دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند

همه كارمندان اداره پست از اینكه توانسته بودند كار خوبی انجام دهند خوشحال بودند

عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت. تا این كه نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید كه روی آن نوشته شده بود : نامه ای به خدا!
همه كارمندان جمع شدند تا نامه را باز كرده و بخوانند.
مضمون نامه چنین بود

خدای عزیزم: چگونه می توانم از كاری كه برایم انجام دادی تشكر كنم.
با لطفتو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا كرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم كه چه هدیه خوبی برایم فرستادی

البته چهار دلار آن كم بود كه مطمئنم كارمندان اداره پست آن را برداشته اند!!!!


سلام خوبین؟!

مرسی که به وبم سرمیزنین...یه سری نکات برای معرفی وبم هست باد بگم.

+توی بعضی ازپست هام عکس های خیـــــــــلی قشنگی میذارم.برترین عکاسی های جهان..حتما ببینیدشون

+نظراتون خیلی کمکم میکنه.همینی که توی چه موضوعاتی بیشتربنویسم خیلی خوبه.

+نظرتون راجع به عنوان وبم چیه؟خوبه؟یانه عوضش کنم؟!

+خواهش میکنم نظرتونو راجب آنگ وبم بگــین..اگرموقع اومدتون پخش نشد برین پایین وبم زیرآمارسایت..اون دایرهه اگر100شد پخش میکنه...

+این اولیـن عکس ازهنرهای جهانه...



[ پنجشنبه 31 فروردین 1391 ] [ 09:56 ق.ظ ] [ نیوشا ] [ نظرات() ]


بسم الله الرحمن الرحیم

بسم الله الرحمن الرحیم

باران که بیاید ، همه عاشق هستند*

گفتم: کاش باران بیاید...
اولی گفت: نه! به خدا تازه دیروز پنجره ها را دستمال کشیدم.
دومی گفت: نه! همین هفته به درخت ها آب دادم، بگذار چند وقت بگذرد و تشنه شان بشود بعد...
سومی گفت: باران؟ این فصل سال؟چهارمی گفت: لباس هایم هنوز روی بندند، خشک که شدند بعد دعا کن.
پنجمی گفت: دعایت را پس بگیر، من فردا قرار مهمی دارم.
ششمی گفت: اگر تعطیل اعلام کنند آمین می گویم...
اما هفتمی چترش را هم برداشت. آمین بلندی گفت و پی کارهایش رفت.

رسم انتظار است دیگر! برای یکی گواراست و برای یکی هم ناگوار. یکی فکرش را هم نمی کند و آن یکی چتر هم بر می دارد.
برای یکی دردسر است و برای یکی هم غنیمت!
یکی پشت باران نشاط می بیند، رنگین کمان می بیند، طراوت و هیجان می بیند. دیگری هم سیل می بیند، آشفتگی می بیند، سرما می بیند...
توی فکر ما آدم ها چه چیزها که نمی گذرد!
یکی عادت کرده به هر خشکستانی که رسید دعای باران کند. یکی عادت کرده سد ببندد به روی همه خیرهای در راه. ما همین هستیم که می بینی!
گاهی بخیل و طمّاع و بی فکر، گاهی گشاده رو و دست و دلباز و آمین گو.
وقتی دلمان به این سمت می رود نه به تو فکر می کنیم، نه به باران وجودت و نه به روز آمدنت!
وقتی هم به آن سمت می رود همه جوره دست به سینه و مخلص و چاکر تو هستیم.
امان از نفس؛ که وقتی دل داد پس گرفتنش سخت می شود.
من باز هم دعا می کنم باران بیاید، چه بخواهند چه نخواهند؛ باران که بیاید همه عاشق هستند.

«
زبانت به همان دعوت می کند که عادتش داده ای و نفست همان می خواهد که به آن الفتش داده ای. (امام علی علیه السلام)


*
مصرعی از "ایرج زبردست"

عطیه پاک آیین


_________________
قَالَ الصَّادِقُ ع : الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَیْرَ اللَّه‏

دل آدمى حریم خداست، غیر خدا را در حریم خدا جاى مده



[ پنجشنبه 24 فروردین 1391 ] [ 12:05 ب.ظ ] [ نیوشا ] [ قدم های شما() ]